آقای احمدی نژاد

 

خداحافظ!

 

به اندازه بیدار شدن از یه کابوس وحشتناک خوشحالم، کابوسی که اما ... تعبیر شده!

 

و با تشکر از رسانه ملی که جای حماسه حضور از حماسه ملت استفاده کرده

برچسب: مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان،افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان ، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان ، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان ، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، همیشه در صحنه گان، دلاوران، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان، امریکا هیچ غلطی نمیتواند کنندگان ، مردم شریف ایران، مردم سرفراز ایران، حماسه آفرینان، بزرگواران، همیشه در صحنه گان، افتخار آفرینان، در دهن دشمن مشت زنندگان!

 

قص علی هذا!

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط میم نون الف با واو اضافه |


! فکر کنم خطر لو رفتنم داره

زندگی خصوصی آقا و خانم میم

کارگردان: سید روح الله حجازی

نویسنده: علی طالب آبادی

مدیر فیلم برداری: هومن بهمنش

آهنگساز: کارن همایونفر

هنرپیشگان: حمید فرخنژاد، مهتاب کرامتی، ابراهیم حاتمی کیا

خلاصه داستان :

محسن که قرار است از نظر شغلی ارتقا قابل توجهی پیدا کند، از وجود همسر ساده و غیرمدرن خود خجالت می کشد، در این بین آقای گوهریان به همسر محسن پیشنهاد کار میدهد، اما ...

 

موضوع داستان جالب و قابل توجه است، مردی که تا دیروز نسبت به همسرش غیرت داشته، امروز برای ارتقای شغلی اش باید از سخت گیری دست بردارد، اما به اندازه کافی در این زمینه جنبه ندارد. به طور موازی داستان به این موضوع که اگر واقع گرایانه بنگریم، بعد از ازدواج امکان این وجود ندارد که زن یا مردی جذب شخص دیگری جز همسر خود شود؟

فیلم برداری فوق العاده و موسیقی هماهنگ، همینطور سوژه جالب توجه و روز جامعه باعث شده که این فیلم ارزش دیدن داشته باشد. اما از لحاظ دیالوگ و خارج شدن از محدوده منطق آنچنان دچار ضعف است که بیننده را در حین فیلم کاملا اذیت میکند.

انتخاب اسم آوا برای نقش یک زن به اصطلاح نه چندان جالب، دهاتی، برای شخصیت زن فیلم به جا نبود. همچنین انتخاب لباس و آرایش صورت و بازی مهتاب کرامتی تقریبا هیچ ربطی به نقش نداشت و اگر خلاصه داستان در پشت جلد نوشته نشده بود، باید از روی دیالوگ هایی که به زور سعی داشت ابراز کند که "آوا" دهاتی ست، فهمید که نویسنده چنین منظوری داشته. کافی ست تفاوت لباس، آرایش و بازی را با نقش ترانه علی دوستی در چهارشنبه سوری مقایسه کرد تا متوجه کمکی که این سه موضوع در باورپذیری نقش دارند، شد. شخصیت پردازی ضعیف و دیالوگ هایی که حرف خاصی برای گفتن ندارند "جز سکانسی که آوا از محسن میپرسذ تو چطور میتونی بفهمی من چطور باید لباس بپوشم ...". قهرهای متعدد زن و شوهر بسیار بچه گانه، شخصیت کودک و گوهریان رها شده است. قایم باشک بازی آوا نیز بسیار ساده لوحانه و کاملا تابلوست. اما بازی خوب حمید فرخنژاد در فیلم که نقش شوهر حسود اما منفعت طلب را دارد، جزو امتیازات آن محسوب میشود.

 

 

آناکارنینا

رمان آناکارنینا رو نخوندم . پس نظراتم رو با این دید بخونید. کیفیت اچ دی، طراحی صحنه و لباس فوق العاده، جلوه های بصری، موسیقی و  صحنه رقص خارق العاده و ایده استفاده از صحنه های تئاتر جزو نقاط مثبت فیلم بود. عدم پرداخت شخصیت های برادر و زن برادر، کیتی و همسرش و شوهر آناکارنینا، همینطور از حد فرا رفتن صحنه های متعدد رابطه آناکارنینا و معشوقه ش که بیشتر از عشق آتشین تداعی کننده شهوت بود، بی قیدی اعصاب خورد کن شوهر  آناکارنینا اونم توی دوره اصول اخلاقی و اشرافی و کسل آور شدن بخش میانی به بعد فیلم جزو نقاط منفی محسوب میشه.

 

زندگی پای

یک فیلم فوق العاده با ایده ی جدیدی در مورد زندگی مسالمت آمیز با یک حیوان. همراه با پایانی که اجازه هرطور ایراد گرفتن ایده رو از مخاطب میگیره. باید ببینید و لذت ببرید. از انتخاب اسم قهرمان فیلم که واقعا خنده دار بود، گیاه خوار بودن اعضای خانواده، چند دینه بودن قهرمان،پیدا کردن دندون و همینطور حفظ بودن عدد پای هم جزو چیزای دوست داشتنیش بود. این فیلم و حتما ببینید!

 

یک پذیرایی ساده

کارگردان: مانی حقیقی

فیلمنامه: مانی حقیقی، محمدرضا کوهستانی

هنرپیشگان: مانی حقیقی، ترانه علی دوستی، صابر ابر، اسماعیل خلج

مدیر فیلم برداری: هومن بهمنش

برنده جوایز متعدد از قبیل بهترین فیلم بخش روح آزاد، ورشو لهستان، ویژه منتقدین آسیا، برلین آلمان، بهترین بازیگر زن و مرد از سینه فان دهلی نو، هند

 

خلاصه داستان: این فیلم داستان زن و مردی ست که در فضایی سرد و کوهستانی میان مردم پول پخش می کنند...

 

آیه ای که از سوره بقره در ابتدای فیلم آمده حتما بخوانید.

سوژه بسیار جدید، بازی های فوق العاده، صحنه های پرداخت شده، اوج و فرودهای متعدد، تصویربرداری عالی و ... . کافی ست چند لحظه احساس کسلی به شما دست بدهد، آنگاه خواهید دید که کارگردان چگونه شما را باز جذب داستان میکند، با این فیلم از ته دل خواهید خندید، به فکر فرو خواهید رفت، حرص خواهید خورد و ترس را با همه وجود حس خواهید کرد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط میم نون الف با واو اضافه |

پنجشنبه تولد بابا بود و عروسی پسرعموی بسیار مومنم، انقدر که بعد عروسی رفتن قم تا ایشون طلبگی بخونه!!!! بعد مهندسی مکانیک :"( عروسی نرفتم و به خونواده گفتم کلا نمیام چون حوصله مهمونی و فامیلایی که با هیچ کدومشون یه ربعم نمیتونم حرف بزنم و ندارم. اما ساعت 2 ظهر حرکت کردم و رفتم، با کیک و بادکنک، شب که در و باز کردن و اومدن تو کلی سورپرایز شدن!

دیشب هم برگشتم. ساعت 12.30 دقیقه. کناردستم خانومی ترکمن و دوست داشتنی با کودکی توپول و حدود 70 سانت، در نتیجه پهاش توی کمرم بود و من میتونستم توی نصف صندلیم باشم همش، از طرفی 8 صبح کلاس داشتم و شدیدا هم خوابم میومد. توی ماشینم خیلی بد میخوابم. راننده فیلم درخت آلوچه رو گذاشت و هنرپیشه کودک و حسن شکوهی 2 ساعت آهنگ خوندن و رقصیدن. دوستان کناردستی و جلویی هم همراه دیدن فیلم قلچ قلچ تخمه شکوندن! تصور کنین، دوی شب!! بعدم آهنگ ست فایر ادل رو گذاشتن که منجر به برخورد فیزیکی من با اون ها شد! نفر پشت سری به طرز وحشتناکی خرناسه میکشید و با هر خرناسه بچه کنار دستیم از خواب بیدار میشد و اویه اویه میکرد. در نتیجه به سه نفر از کسانی که میتونن چهره صبحگاهی من و تصور کنن جایزه نقدی یک عدد آدامس اربیت "یک عدد نه بسته" داده میشه. این هم از مصیبت های دانشجویی در شهر دیگر!


برچسب: دلم برات تنگ شده :( عین آب میموندی واسه آتیش وجودم اما ... از نوع نبایدش!

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط میم نون الف با واو اضافه |

نمیدونم نذر کردن یعنی چی، یعنی معامله با خدا؟ خب از نظر من این کائنات با این عظمت یه وجود و فکر برتر داره و اون خداست، همه چیزم مال اونه "این صرفا یه اعتقاده و میتونه حقیقت نباشه!" پس غیر منطقیه با کسی که همه چی داره بخوای شرط بندی کنی!!! برا همین هروقت نذر میکنم چه بهش برسم و چه نه اون کار و انجام میدم.

خیلی اتفاقای مختلف میوفته، هر کدومش هزار و یه دلیل توی ذهن من داره، رقم خوردنش توسط زمین و آسمون و قانونای وحشتناک و قویش! امیدوارم اتفاقایی که برام میافته نشات گرفته از کارای بدم نباشه، گاهی وقتا آدم خودشم نمیفهمه کار بد میکنه یا نه خب.

+گوشی م سر خیابون رجایی افتاد توی جوب بزرگا و آب بردش، پیداش نکردم :( من شماره هیچ کس رو ندارم، "باز هم!!" فحش هم ندید لطفا، بله سر به هوا هم هستم. در کل اگه بهتون زنگ نزدم یا اسمس ندادم دلخور نشید چون شماره هییییییییییچ کس و ندارم بله شهاب خان، هان؟ چیه؟  :(

+لیلا جدا خواهر بزرگم بوده. دلم برای وقتایی که زنگ میزدم باهاش حرف میزدم تنگ شده

+باز یه نفر و پیدا کردم خودم و عاشقش جلوه بدم که خوشبختانه جمع شد، طرف خودش دلش جای دیگه اسیر بود دی: مسخره بازی:( مسخره بازی مسخره:( اه! آخرشم نفهمیدیم این عشق لعنتی یعنی چی! جو گیر هم نیستم، بله نیستم!

+دلم میخواد، وبلاگمه، دلم میخواد چرت و پرت بنویسم، چیکار دارین خب!

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 3:3 بعد از ظهر توسط میم نون الف با واو اضافه |


من و با تنهاییام تنها بذار دلم گرفته

روزای آفتابی رو یادم نیار دلم گرفته

نقش من، نقش یه گلدون شکسته س

بی گل و آب برا موندن توی ایوون بهار دلم گرفته

پی نوشت:این سرماخوردگی سه هفته ای دلیل محکم تری از سرما باید داشته باشه ... انگاری رویاهام خیس خوردن و مغزم یخ کرده که روزام اینطور زکام شدن

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط میم نون الف با واو اضافه |