موهام و خرد کوتاه کردم، یه سشوار خوشگلم کشیدم، جلوشم ژل مالیدم خلاصه خیلی باحال شده، بعد شدم حکایت اون دختره که میره پیش کشیشه میگه آقای کشیش من همش از جلو آینه رد میشم میگم آخه تو چقد خوشگلی، یعنی گناه میکنم؟ کشیشه میگه نه عزیزم تو اشتباه میکنی. البته قسمت دومش که در مورد من صدق نمیکنه هان؟ دی:

 *انقدر ذوق زده بودم که وسط کوچه موهام و به مادر نگار "هم سرویسی دوره ی دبستانم" نشون دادم گفتم بهم میاد؟ 

*جدا خیلی هیجان زده ام؟

*فردا ساعت 4 صبح میرم!