دو تا مرد پشت یه میز نشستن

_چقدر داری؟

_100 یورو

_باید تا شب تبدیل به 800 یورو بشه، وگرنه کارم ساخته س! اما فعلا باید تو فکر حساب کردن میزمون باشیم.

خودکار برمیداره و روش چیزی مینویسه

_چیکار میکنی؟

_برو با این پول یه نوشیدنی بخر بعد از بلند شدن مرد دوم خطاب به گارسون میگه:

_ببخشید، بقیه پول من و نمیارین؟

_اما اینجا ثبت نشده پول این میز حساب شده

چند ثانیه ی بعد مدیر رستوران میاد و واسه یارو شاخ و شونه میکشه که میشناسمتون، همتون مثل همین و...

توی صندوق یه اسکناس صد یورویی هست که روش یه چیزایی نوشته شده

مدیر رستوران: چی نوشته؟

_شماره تلفن یه شرکت کفن و دفنه، مادرم دیروز مرد(با بغض) و مدیر زنگ میزنه

_شرکت کفن و دفن ... 

ازتون معذرت میخوام، تسلیت میگم و...

 

*من: بابا، بیا بریم دزدی

و ما تا 30 دقیقه ی صبح مشغول مذاکره در رابطه با یافتن راهی برای این مدل دزدی ها داشتیم!

**کسی اسم این فیلمه رو نمیدونه؟!


 

بی ربط:

اینجا ایران است، کشوری با آزادی مطلق، در حد صفر کلوین!