چند شب پیش که با اتوبوس بر میگشتم، جلوم 2 تا پسر و 2 تا دختر نشسته بودن که تمام شب رو در مورد موسیقی صحبت کردن. یکی از پسرا ساز دهنی میزد و ساعت 2 شب چند تا آهنگ و با سازش برامون اجرا کرد، یکی از لذت بخش ترین ساعتای عمرم بود. پسره واقعا خوب و گیرا حرف میزد و شدیدا عاشق کارش بود. علاوه بر ساز دهنی پیانو هم میزد. کلا معلم موسیقی بود. یکی از دخترام پیانو میزد. برای هم انواع و اقسام آهنگای کلاسیک و سنتی رو گذاشتن. گویا همشون روانشناسی می خوندن. چون همون آقا راجع به رقص و روانشناسی مرتبت با اون صحبت کرد. چرا رقص بابا کرم اون شکلیه و چرا ترک ها موقع رقصیدن پارو جلو و عقب میکنن و حالت دستاشون. چیزایی که من تا به حال در موردش فکر نکرده بودم. معتقد بود عشق به هر چیزی هست که می تونه اون رو به اوج برسونه نه زیبایی خود هر چیز. شاید یه نفر با بهترین نی دنیا نتونه خوب نی بزنه اما یکی با یه تیکه چوب شبه نی بتونه بهترین نوای دنیا رو خلق کنه! خلاصه خیلی عالی بود که سفر همراه با آدمایی باشه که سبک و سیاق خاصی برای زندگیشون داشته باشن و تو ازشون کلی درس بگیری.

برچسب: میخوام ساز دهنی یاد بگیرم! البته اگه بیشتر از 10 واحد توی این ترم پاس کنم دی:!