قوی سیاه

خب بذار اینطور شروع کنم که، اسکار حلالش. ناتالی پورتمن واقعا توی این فیلم محشر بازی کرده بود. اونقدر که احساس نمی کردی اون یه هنرپیشه ست و داری فیلم میبینی.
خب در مورد قوی سیاه کلی نقد خوندم. توی بعضی از صحنه ها عقاید خیلی بهم شبیهه اما توی اکثرش نه. بدتر اینکه هیچ کدوم نتونستن احساس واقعی من نسبت به فیلم رو بیان کنن. برای همین ترجیح میدم نظر شخصی خودم رو بنویسم که البته میدونم نیاز به تصحیح و فکر بیشتری داره.
این فیلم داستان زندگی بالرینی هست که برای بازی توی تئاتر قوی سیاه چوکوفسکی انتخاب میشه. این داستان مربوط به ملکه ی قوهایی، سفید هست که عاشق میشه، اما قوی سیاهی باعث میشه کم کم سفیدیش رو به سیاهی بره و در واقع شخصیت خوب قصه بد بشه. اما قدرت عشق اون رو نجات میده و با انتخاب مرگ از شر پلیدی نجات پیدا میکنه. اما نینا، برای بازی کردن شخصیت قوی سیاه، خیلی معصومه و برای همین کارگردان دائم ازش ایراد میگیره. در این بین دانشجوی جدیدی به بالرین ها اضافه میشه که در سرتاسر داستان، نینا تصور میکنه که قراره جای اون رو بگیره. چون بر خلاف نینا، شخصیتی لاابالی و آزاد داره. اما نینا در دنیای خودش گناهکار محسوب میشه و این مربوط به قسمتیه که خودارضایی میکنه. " شایدم از وقتی شروع به اینکار میکنه که میخواد شخصیت سیاه رو هم خوب بازی کنه".
حسادتش نسبت به موقعیت شغلیش به قدری زیاد میشه که برای به دست آوردن نقشش، حاضر میشه مقابل مادری که تمام کاراهای اون رو زیر نظر داره بایسته و با همون دختر دانشجوی جدید بیرون بره و توی یه بار با پسری دوست بشه. وقت برگشتنش اما دختره همراهیش میکنه و شب با هم هستن. اما بعدا نمیشه فهمید که این قسمت جزو تخیلات نیناست یا حقیقت داشته. نینا خود زشت و سیاهش رو در وجود اون دختره میبینه و برای همین خیلی وقت ها چهره ی اون تبدیل به چهره ی خودش میشه.
ترس از دست دادن نقش یا تعهد نینا نسبت به بازی خوب اون رو به چالش کشونده. اون به جای واقعیت از خیال کمک میگیره ، با اینکه کس دیگه ای جز خودش رو به روش قرار نداره!! انقدر که توی دنیای خودش نیاز میبینه که با خودش روراست باشه. یا برای بد بودن، بد کردن رو احساس کنه!! زخم های پشتش هم نشانه ی همینه، زخم هایی که در آخر پرهای سیاهی از اون ها درمیاره و بد بودن رو احساس میکنه. بعد از اونه که میتونه نقش تحسین بر انگیز قوی سیاه رو توی نمایش واقعی ایفا کنه و با قبول کردن مرگ، خود سفیدش رو دوباره به دست بیاره.
نبرد بین خیر و شر و نبرد همیشگی نفس خوب و بد آدم ها محوریت این فیلم بود که به طرز فوق العاده ای به تصویر کشیده شده بود. مطمئنا با چند بار دیدنش احساسم نسبت به تفکرات قبلیم تغییر خواهد کرد.
از موسیقی متن فوق العاده و به جای فیلم واقعا نمیشه حرفی نزد.
همینطور از رنگ بندی "سیاه، سفید، خاکستری، قرمز" و فیلمبرداری خارق العاده.
امیدوارم ازش لذت ببرید.
برچسب: زیرنویس فارسیشم خیلی خوب بود، انقدر که مجبور شدم همه ی فیلم و با انگلیسی دست و پا شکسته خودم بفهمم. فقط خوبه Mom رو اونی که جهت برطرف کردن بوی بد بدنه ترجمه نکرده بود!!!