چمدون در بعد متوسط و به رنگ کرم تیره گوشه تخت خوابم خوابیده و نصفه نیمه چیدمش، حدود هیصد و سی و هفت تا مانتو، یه کرم ضد آفتاب مای و یه کرم مرطوب کننده سینره که از هیچ کدومشون بعد سیصد سال هیچ استفاده ای نشده، هشت بسته قرص فروس سولفات و داکسی سایکلین و اسید فولیک و ففول و اینا که هر پونزده سالی یه دفعه یادم میمونه ازشون بخورم، یه جعبه مون لایت که توش لوازم آرایش اعم از سیصد و چهل دو تا رژ لب، برق لب، خط لب، انواع خط چشم و ریمل و کرم پودر با رنگ به شدت روشن و سایه چشم در رنگ های سفید و صورتی و رژ گونه ها در انواع متفاوت برای آرایش ها با رنگ های متفاوت که از کلشون فقط یه ریمل و یه مداد و یه رژه که مصرف میشه، بقیه م همش کادوئه بقیه س. دو تا تاپ، یه شلوار، دو تا کیف، دو جفت کفش که یکیش پاشنه بلنده و اولین کفش پاشنه بلند عمرم محسوب میشه که بیشتر از هیفده قدم باهاش بر نداشتم و یه جفت کتونی سفید و خیلی راحت برای دویدن در پارک، دم و تشکیلات سیاه قلم که فقط صرف 3 تا پرتره شد و اینکه ثابت کنه هنوز یه چیزایی بلدم و نهصد جلد کتابی که نخوندم، نخوندم! فقط شعر شاید/

کیف لبتاپ و غذاهای فریز شده مامان و کوله پشتی پر از کتابای شعر و کتابخونه هم که اضافه کنی، قد یه تانک وسیله هست برای بالا بردن از شیشصد و شصت و هفت هزار و بیست و سه پله ای که تا طبقه سوم خونه مون هست. سه صبحم میرسم و دلم نمیاد مریم و بیدار کنم بیاد کمک.

نصف بیشتر این وسیله ها اضافیه خودمم میدونم، شاید روزی روزگاری به درد بخوره!! که نمیخوره، همیشه اینه، همیشه دوره جدید که قراره شروع شه قراره منم آدم شم و تمام کارایی که باید و بکنم اما ... خدا رو چه دیدی، شاید اینبار روم کم شه/

برچسب: مامان وسایل سال پیش مریم و گذاشت کنار و به اندازه 7 تا بچه محصل پاککن و تراش و مداد و دفتر و خودکار! مصرف گرایی ... دفترایی که هفت هشت صفحه بیشتر ازشون مصرف نشده و توی رنگ و شکلای متفاوت. چند بسته مداد رنگی و ...

یادش به خیر  اون زمان که مدرسه میرفتیم و به هرکی که از وسایل سال پیشش استفاده میکرد جایزه میدادن، ورقای مصرف شده دفترای سال پیش رو چسب میزدیم و ... یا دفترامون و کاغذ رنگی میکردیم و دفتر فانتزی ممنوع بود تا اونی که نداره دلش نشکنه!

واقعا مادر و پدرا دارن چکار میکنن با بچه هاشون؟