منو بگیر ...! جاااان؟
با چشمای از حدقه بیرون زده زل زدم بهش و با تته پته گفتم چی؟![]()
ساعت هنوز 8 صبح نشده بود و جلوی در با چند نفر دیگه وایستاده بودیم، بهم سلام کرد، یه دختر سفید که همه ی موهاش و با مقنعه پوشونده بود و چادر سرش بود. منم جوابش و دادم و با هم رفتیم دو تا میز بغل هم و برای نشستن انتخاب کردیم، یکی دو ساعت که گذشت گفتش بیا بریم بیرون خستگی در کنیم! گفت خیلی ازت خوشم میاد، یه جور خاصی هستی، خیلی با نمک و دوست داشتنی ای
، انسانی و کامپیوتر و باهم میخوند و با هم راجع به بعد کنکور حرف زدیم و وسط حرفمون یهو گفت عجب موهای خوش رنگی داری
!! بازم تشکرات عامه و بر که گشتیم من و دعوت کرد تولد خواهرش! گفتم مامانم اجازه نمیده آخه شما و خونواده تون و که نمیشناسه و خلاصه سر ظهری بهم گفت بیا باهم دوست شیم، گفتم خوب مگه نیستیم؟ گفت نه! من دنبال پارتنر
میگردم، گفتم حالا که زوده، بذار دو ترم بریم دانشگاه! خوب به من چه؟ من بدبخت چه میدونستم منظور این از پارتنر چیه!
برگشت بهم گفت من عاشقت شدم
کلی وقته زیر نظرت دارم میخوام یه جور دیگه با هم باشیم! خدایی من بچه ی پررویی هستم و توی هیچ موردی کم نمیارم اما توی این یه مورد گرخیدم
! بابا بی خیال، مسخره میکنی؟ سرکار گذاشتی مارو، تو یه بار با من باش! اگه حال نکردی دیگه تموم ... یا حسین غریب! خلاصه گفت به پیشنهادم فکر کن گذاشت رفت! منم بهت زده مونده بودم این کی بود دیگه!
خدایی توی مدرسه ی ما این عشق و عاشقیای دخترونه زیاد بود، اما من در مخیلاتمم نمیگنجید قضیه انقدر جدی باشه
... الانم که دانشگاها رو دارن پسرونه دخترونه میکنن و دیگه نور علی نور، خدا به دادمون برسه، نیست که خیلی خوشگلم
، هیچی دیگه هرروز 30 40 تا از این پیشنهادا دریافت میکنم و حالا بیا درستش کن، حالا هی بگین درس بخون، دانشگاه و مدرسه محل فساده
، دختر باید همون 9 سالگی بری سر چشمه زوجش و پیدا کنه و بره خونه ی بختش!![]()
چند وقته هرکی بیشتر از 30 ثانیه بهم نگا میکنه باهاش دعوام میشه! خدایا این قوم به کج رفته را به راه راست هدایت فرمای... آمین![]()
برچسب: عملا توی کوچه خیابون هرکی خاکستری پوشیده باشه با اون اشتباه میگیرم ![]()